سلام پنجم... ۱-ممنونم از نظرات قشنگتون که هر کدوم برام یه دنیا ارزش داره۲-آخرین غزلم رو واس این پست در نظر گرفتم و طبق معمول منتظر نظراتتون هستم فراوون...۳. داشت فراموشم میشدفکر کنم همه قبول داشته باشن که درخت هرچی پربار تر باشه شاخه اش افتاده تر می شه... آره... امیدوارم که منظورم رو فهمیده باشید حضرات استاد...
صد بار چشمم مثل صدها بار دیگر...
هی خیره بر..اما شما با یار دیگر...
- مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع
آقا ولم کن...شاعری ول...کار دیگر...
دیگر گذشته کار من از وزن و قالب
باید بگردم در پی افسار دیگر...
(خود کرده را تدبیر...)نکته در همین است
هرگز نروید جو به گندمزار دیگر...
حالا که بن بست است خط روبرویم
راهی نباشد جز به سمت دار"دیگر...
ابیات بالا هی کماکان مثل زنجیر
دارد دوباره می شود تکرار دیگر...
یا علی - تا بعد...

