تبليغاتX
برنامه سالنهاي تئاتر تهران انتهای صفحه - سوگلی
برنامه سالنهاي تئاتر تهران انتهای صفحه

Home Email Archive Designer

این روزا در حالت بدی به سر می برم انگار ذهنم پاک تعطیله.این غزل رو ۲ ماه پیش کار کردم . امیدوارم با نظراتتون یه کاری کنید که به خودم بیام...

يك تكه گوشت دختري كه نشسته بود

زير درخت،مجاور جنگل،كنار رود

نزديك مرگ بكارت و حس زن بودن

سفتي سينه و برجستگي و دور كبود

لبريز لذت شهوت و سوگلي گشتن

فهميدن مد ارضا با تمام وجود...

***

عمري در انتظار مانده بود كه سق بزند

يك تكه استخوان پلاسيده هرچه كه بود

انگار باورش نمي شد آن چه كه ديد

يك تكه گوشت بي سر خر كنار رود

از روي پل كه گذشت دختر او را ديد

وق وق صداي سگ و مردي شبيه دود

**

رفت آمدي پر از احساس سرخ عِ شِ قِ

دختر وجود نداشت در اين جا فقط زن بود

**

اين جا سكانس آخر فيلمي رمانتيك است

سگ سگ دو مي زند و دختر شبيه عود

***

يك تكه گوشت دختري كه نشسته بود

زير درخت،مجاور جنگل،كنار رود...

لينك مطلب نوشته شده در ساعت 3:25 بعد از ظهر توسط مهدی مزارعی |


Home | Archive | Email